بیرحمترین دشمنان در مقابلت
بود و وحشیانهترین حوادث را پشت سر گذاشتی. تازگیها شنیدهام که هنوز هم
به پای آرمان بلندت که آزادی است میسوزی. نگران نباش، میگذرد، و وعدهی
خداوند حق است. زمین ازآن مستضعفین است. چه بیهوده سخن میگویم که تو در
میان آتش خون هم تکه کلامت «حسبنا الله و نعم الوکیل» بوده و هست، و در
ایمان و پایداری همه را از رو بردهای. سرزمین خوب ما، استوار باش که خدا با تو است، و ما
فراموشت نمیکنیم. همواره به یادت خواهیم بود تا عاقبت روزی، همین
نزدیکیها، جشن آزادیات را در سرتاسر دنیا برپا کنیم. نگران نباش...
خواستیم تا به آفتاب سلامی
دوباره دهیم. پرچمهای سه رنگ ایران عزیز را به دست گرفتیم و با یاد خدا
به خیابان ریختیم. دست به دعا شدیم و نذرونیاز، و به دنبال لطف الهی در
کوچهپسکوچههای مناجات دویدیم. گفت «تا طلوع سپیدهدم آرمانها یک
یاحسین دیگر!»، و گفتیم «آری، صبح نزدیک است». و نزدیک بود و اکنون طلوع
صبح امیدمان، صبح پیروزی را به نظاره نشستهایم. امروز خستگی بیمعنا
است. ولی هنوز هم یک سجدهی شکر بدهکاریم. سرفراز باشی میهن من...
امروز روز حماسه است. روز
حضور. روز سرنوشت. روز انتخاب. امروز همه و همه، از هر رنگ و گروهی، از هر
قوم و دین و مذهبی، همه با هم، فقط و فقط برای وطن، برای ایران عزیز و
سرفراز، پای صندوقهای رأی میرویم، و آیندهی روشنمان را رقم میزنیم.
مهم نیست فردا روز، نام چه کسی از صندوقهای رأی خارج شود. هرکه باشد رئیس
جمهور همهی مردم ایران است. پس دست در دست هم میدهیم، به امید میهنی
آباد، و ایرانی سربلند. سرفراز باشی میهن من...
به آفتاب، سلامی دوباره خواهیم داد. صبح نزدیک است...
--------------------- یادداشت ۱: آنقدر فضای شهر این روزها کثیف شده که رغبت نمیکنم چیزی بنویسم. درددلهایم بماند برای بعد از صبح پیروزی، انشاءالله... اصلاحیه ۱:
اشتباه نشود. منظورم از فضای شهر، شور و هیجان و تبلیغات انتخاباتی نیست،
که در اینها خودم هم شدید شریک ام و به نظرم بسی زیبا است. لااقل موجب
شده که انتخابات امسال (طبق بسیاری از پیشبینیها) پرشورترین انتخابات
تاریخ انقلابمان باشد. منظورم جنگ روانی شدیدی است که بعضی کاندیداها
علیه دیگران به راه انداخته اند. یادداشت ۲: گفتند «دروغگویی را باب
کردهای!» و خودشان دروغگو شدند. تئوریزهاش کردند. شنبه، بعد از
انتخاباتی پرشور، یک ملت میماند و هزاران هزار فرهنگ کثیف. و فقط خدا
میداند اصلاحش چند سال به طول میانجامد. یادداشت ۳: برنامهی حرکتی موج سبز
را از اول تا ته میدانستیم و میدانیم. بعضیهایش را خنثی کردیم و
بعضیهایش را هم ناجور خوردیم. اخبار جدید و سیاه هم هرروز و شب از منابع
موثق به دستمان میرسد. امیدواریم از اینجا به بعد برنامهشان عملی
نشود. حال و حوصلهی دوباره به خیابان ریختن و دفاع از آرمانهایمان را
نداریم. اصلاحیه ۲:
خواهشاً بیخودی متهممان نکنید. اگر پای دفاع از آرمانها باشد بی شک در
صحنه خواهیم بود. همانطور که تا کنون کم و بیش در صحنه بوده ایم. گفتیم
حال و حوصله نداریم، خسته ایم، مخمان داغ کرده، ذهنمان سیاه شده، نه
اینکه آرمانها را بی خیال شده ایم. مثال بدی است، ولی مگر رزمندگان اسلام
در طول 8 سال دفاع مقدس خسته نشدند؟ مگر در هنگام خستگی آرمانهایشان را
بیخیال میشدند و فرار میکردند؟ البته ما ظرفیتمان کم است، خیلی خیلی
خیلی زودتر خسته میشویم. ولی در هر حال به یاری خدا تا ته خط پای
آرمانها و ارزشهایمان ایستادهایم. یادداشت ۴: مظلومنمایی هم راستی که سیاست کثیفی است. خبر ۱: یکی از حامیان موسوی: «...!» (نمیشود گفت). خبر ۲: یکی از حامیان موسوی: «...!» (نمیشود گفت). خبر ۳: یکی از حامیان موسوی: «آن
قدر بگویید دولت دروغگو است که اگر احمدینژاد بگوید ماست سفید است هم
کسی باور نکند!» و امروز کمکم به همین نقطه میرسیم. --------------------- امروز همه میدانند که به فضل الهی، صبح امیدمان به
زودی فرا میرسد، هرچند در ظاهر کتمانش کنند. همه اسیر سونامی عظیممان
شدهاند. تن خستهمان را بیدار نگه میداریم که طلوع صبح روشن فردا را به
نظاره بنشیند. و فردا خستگی بیمعنا است.
نوشتار زیر، یادداشتی است از
دکتر عزیز، «محمود احمدینژاد» که به تاریخ بیست و دوم خرداد ماه یکهزار
و سیصد و هشتاد و هفت (۲۲/۳/۱۳۸۷) به نگارش یافته و بسی پرمعنا است.
جوابیهای است به بسیاری از شایعات و حرف و حدیثها (پیوند دائمی این نوشتار). لطفاً حوصله به خرج دهید و متن را تا انتها بخوانید. ------------------------------------------ بسمه تعالی در عصر امام خمینی، لیاقت آن را یافتیم که به چشم
خود، دو فرهنگ سیاسی متفاوت را به موازات یکدیگر، تجربه و مقایسه کنیم.
در یکسو، "سیاستمداران" بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سیاست و قدرت
و چرتکه اندازیهای عادی و مادی، تحلیل می کنند و تصمیم می گیرند. آنان
هیچ وقت و هیچ کجا، دست خدا و مدیریت الهی را نمی بینند و هرگز، حتی هاله
ای از نور عنایت خدا را که در عصر خمینی عزیز بر این ملت باریدن گرفت،
مشاهده نمی کنند. اصطلاحا مذهبی اند اما نه اهداف و نه طرز محاسبات
سیاسیشان، با اهداف و با طرز محاسبات مادیون عالم، تفاوتی ندارد. منکر
تدبیر الهی و دست غیب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماتریالیستهای
عالم، حضور خدا و حجت خدا را در تحولات عالم و سیر تاریخ بشر انکار می
کنند و ای کاش فقط انکار می کردند، به سخره می گیرند و نیشخند می زنند. اما خط دوم، خط خمینی است که نه "سیاستمدار"، بلکه
"حقیقتمدار" بود. او سیاست را هم از منظر معنوی می دید، دست خدا را
بالاتر از همه دستها به وضوح می دید، در هیچ مرحله ای از مراحل مبارزه،
ماده را مستقل از معنی ندید و هرگز تن به محاسبات صرفاً مادی نداد و هرچه
می شد و می کرد به خدا و عالم بالا نسبت می داد. انقلاب را کار خدا می
خواند، جمله های او با خدا آغاز می شد، می گفت قلب مردم را خدا منقلب کرد،
خرمشهر را خدا آزاد کرد، ابرقدرتها به اذن خدا نابود خواهند شد، فتوحات
رزمندگان را فتح الهی می خواند زیرا فتح بدست اوست " و ما رمیت اذ رمیت و
لکن الله رمی". در معجزه طبس که طوفان شن، جنگنده های مهاجم آمریکایی را
نابود کرد، و دقیقا آنگاه که دوست و دشمن، مشغول تفسیرهای صرفا سیاسی و
نظامی از ماجرا بودند او صریحاً اعلام کرد که آن شن ها مأمور خدا بودند.
او تحول ملت ایران را تحولی الهی می دانست و می گفت "این یک امر غیر عادی
است که حاصل شده" و "از اول انقلاب و پس از پیروزی تاکنون هرچه دیدیم
معجزات بوده است". او می گفت "جنود غیبی همانطور که در صدر اسلام بود
همان تاییدات غیبی ملایکه الهی امروز هم با ماست" و "بدون توجه خاص حضرت
بقیه الله (عج) کاری نمی توانیم بکنیم". او همه جا جنود خداوند را می دید
و از همه چیز، تفسیری الهی و ماوراء مادی داشت بی آنکه سلسله عوامل ظاهری
و طبیعی را انکار کند. همه جا نام مبارک ولی خدا، حضرت صاحب الامر (عج) را
به عنوان صاحب اصلی انقلاب و آنکه این انقلاب را باید تحویل او بدهیم
برزبان می آورد، پیروزی های جبهه را به نام آن حضرت، به ثبت می رساند و
پیشرفت انقلاب و اقبال دلها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و
برپا کننده عدل جهانی می نامید و انقلاب خود را مقدمه انقلاب جهانی ایشان
می دانست. او همه چیز را تحت عنایت الهی و نظارت حجت خدا می دید
و همانگونه که آن روز، برخی گروههای سیاسی، این طرزتعبیر را مصداق ارتجاع
و خرافه می نامیدند امروز نیز کسانی، دیگر حتی هاله ای از نور هم نمی
بینند، خداوند را از محاسبات سیاسی خود، کنار گذاشته اند و می خواهند خود
صاحب و مالک انقلاب باشند حال آنکه در منطق خمینی بزرگ، صاحب اصلی
انقلاب، حجت خدا و توده های مردم بودند. اینان، همان سیاستمداران و قدرتمدارانی هستند که اگر
مذهبی هم باشند، جهانبینی مذهبی ندارند و تنها از ادبیات مذهبی، استفاده
می کنند، و الا اگر همچون خمینی کبیر، توحید افعالی را پذیرفته بودند،
ولایت تکوینی حضرت ولی عصر (عج) به اذن خدا را مورد تمسخر، قرار نمی
دادند و هاله های نور را نه فقط در گوشه ای از عالم انکار نمی کرند، بلکه
عالم را سراسر غرق در نور عنایت و تدبیر خداوند می دیدند. امام عارفان به
ما آموخت که سیاست را و همه چیز را از چنین چشم اندازی بنگریم و همه جا و
در همه چیز و در همه پیروزی ها، دست خدا و عنایت حجت خدا را ببینیم و هیچ
حسنه ای را به خود، و هیچ سیئه ای را به خدا نسبت ندهیم و پیروزی ها را
اتفاقی ندانیم و نگوییم فلان حادثه، اتفاق افتاد، و هیچ پیروزی را نیز
مغرورانه به خود نسبت ندهیم. در منطق امام خمینی، نباید از محاسبات مادی
ذره ای غافل شویم، اما هرگز نباید در محاسبات مادی نیز غرق شد. او حتی در
فرو ریختن چهارده کنگره کاخ کسری هنگام تولد پیامبر اعظم (ص) علامتی
معنوی بر وقوع انقلاب اسلامی ایران در قرن چهاردهم هجری می دید، در هر
حادثه ظاهرا طبیعی، یک زمینه ماوراءطبیعی و دست خدا را می دید، و همه
پیشرفت ها و پیروزی هایی را که نابینایان خودبین به خود منتسب می کردند،
او که نایب مهدی (عج) بود به مهدی (عج ) متعلق می دانست و همه را از برکت
او می دید. من امروز نیز فقط و فقط، تحلیل های سیاسی از نوع امام
را موفق می دانم و حال که تبدیل جنبش ظاهراً کوچک پانزده خرداد به یک
نهضت عظیم و بین المللی از شرق آسیا تا قلب اروپا و از آسیای میانه تا عمق
آفریقا را می بینیم، می توانیم آزمون موفق این چشم انداز را حتی با چشم
مادی هم ببینیم و هرچه هم قسی القلب باشیم، نمی توانیم هاله های نور خدا
را منکر شویم. هرکس نمی بیند به کوری خود اعتراف کرده است. وقتی به چشم دیدیم که "پیشرفت های عظیم علمی و
اقتصادی" دهه سوم انقلاب، چگونه نتیجه عملی تحریم ها و محاصره اقتصادی
دهه اول و دوم است، در حالی که نتیجه عادی و طبیعی تحریم ها باید به ضعیف
شدن ما منجر می شد ولی برعکس صد بار قویترمان کرده است، چگونه می توانیم
هاله ها و امواج نور الهی را نبینیم؟! اگر شن های طبس مامور خدا بودند و
اگر صاحب اصلی انقلاب دلواپس این انقلاب است، پس چگونه است که کسانی از
دعوی مدیریت الهی عالم، تعجب کرده و آن را مورد تمسخر قرار می دهند؟! وقتی محاصره نظامی و حضور اشغالگران در شرق و غرب و
شمال و جنوب که طبق محاسبات مادی، باید به ترس و ضعف و تسلیم یا حتی
فروپاشی جمهوری اسلامی می انجامید، پس از 5 سال، کاملاً نتیجه عکس داده و
جمهوری اسلامی، قدرت اول منطقه و یکی از چند قدرت تأثیرگذار در سطح جهان
شده است، آیا این چیزی جز مدیریت الهی است؟ و آیا مصداق بارز عنایت حجت
خدا که متولی همه امور از طرف خدا و واسطه فیض و هدایت اوست، نیست؟ آیا
این همان دست غیبی و ولایت باطنی حضرت صاحب الامر (عج) نیست که امام بارها
می گفت که در حوادث مختلف، می بینیم که گره های فروبسته چگونه به طرز غیر
طبیعی و ماوراء طبیعی، گشوده می شود در حالیکه هیچ کاری از ما بر نمی
آمده و گاه ما حتی از اصل خطری که مارا تهدید می کرده است، بی اطلاع بوده
ایم و مقام معظم رهبری نیز چندین بار این مضمون را از امام عزیز نقل کرده
اند. اگر عده ای فریبکارانه تلاش می کنند این حقیقت را به
طرز فکر باطل حجتیه نسبت دهند، تحریف بی ثمری است. تفکر حجتیه ای، از
مفهوم "مهدویت و انتظار"، فرهنگ تسلیم و سازش و تفکیک دین از سیاست را
نتیجه می گرفت و به "نفی تکلیف" می رسید. حال آنکه امام که همواره خود و
نهضت را زیر سایه حضرت می دید، فرهنگ انتظار و مهدویت را پشتوانه مبارزه
و جهاد و سیاست معنوی و انقلاب الهی خود می خواند و به "اثبات تکلیف" می
رسید و این تفاوت بسیار مهمی است. امام که از ولایت تکوینی "انسان کامل" و "ولی خدا" و
از مدیریت و هدایت حضرت همچون خورشیدی که از پس ابر، همچنان نور وانرژی
می بخشد سخن می گفت و هرگز نه تعیین وقت برای ظهور کرد و نه مشکلات و
کمبودها را به پای حضرت نوشت، آیا او ادعای الوهیت یا ربوبیت برای حضرت و
یا برای خود کرد؟ آیا اگر صاحب اصلی انقلاب را حضرت ولی عصر می دانست،
قصد خرافه پردازی یا عوام فریبی و سلب تکلیف از خود را داشت؟! برای من جالب و در عین حال مایه تأسف بود که چگونه
یادآوری همین عقاید واضح شیعی و دیدگاه صریح امام با وسعتی عجیب و تحریف
هایی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت! نوشتند که احمدی
نژاد در هیئت دولت موقع نهار، یک ظرف غذا هم برای حضرت روی میز می چیند!
احمدی نژاد در دوره شهرداری، مسیر حرکت کاروان حضرت از مکه به تهران را
پیشاپیش آسفالت کرده است! احمدی نژاد مدعی ارتباط با حضرت شده و گران شدن
برنج را، محصول مدیریت حضرت و تصمیم ایشان دانسته است! و این در حالی بود
که من چند بار گفته ام که برخی گرانیها، و نه همه آنها، اتفاقاً محصول
مدیریت پنهان و ائتلاف مافیائی در بازار با برخی سیاستمداران از همان نوعی
که گفتم و کار کسانی است که پس از سه سال، هنوز هم رأی مردم را فصل
الخطاب ندانسته و به اراده مردم در انتخابات ریاست جمهوری نهم، تسلیم
نشده اند و از مردم و دولت، یکجا انتقام می گیرند. متأسفانه آنانکه مسئول
رسیدگی و اجرای عدالت اند نیز ، اصل وجود مفسدین اقتصادی را منکر می شوند
و گویا پیام هشت ماده ای رهبری را هم شعاری و عوام فریبی می دانند!
مشاهده نور خدا در عالم سیاست، و در فتوحاتی که پیاپی در لبنان فلسطین تا
عراق و ایران و حتی در نیویورک، به نفع ارزشهای انقلابی و اسلامی واقع می
شود، برای آنان که در دامان فرهنگ توحیدی امام خمینی پرورش یافته اند و
برای نسل انقلاب چیز عجیبی نیست بلکه ندیدن این هاله های نور است که عجیب
وعیب است. آری، حجت خدا، زنده وحاضر است و ادامه حیات در روی زمین، به
اذن خدا، پیوسته به حضور حجت الهی در زمین است و حضرت، این انقلاب را
وشیعه و مسلمین را و بلکه مستضعفین عالم را به حال خود، رها نکرده و
نخواهد کرد. آری هرگز خداوند خود را کنار نکشیده و امور عالم و آدم را به
کسی جز خود واگذار و تفویض نکرده و این تفکر غالیان است اما خداوند از
طریق ولی و حجت خود، عالم را مدیریت و تدبیر می کند و مفهوم ولایت تکوینی
اولیای الهی، همین است. ما مفتخریم که سیاستمدار به آن معنی که در ابتدا
گفته شد نیستیم و ان شاء الله هرگز هم نخواهیم شد. ما باید همچون امام
خمینی (ره) باشیم که خود را در محضر خدا و عامل اجرایی دین خدا و در خدمت
حجت خدا می دید و نه برای خود، استقلال و منیتی قائل بود و نه برای
دشمنان و ابرقدرتها، کمترین حیثیت و قدرتی می دید. و لذا نه می ترسید، نه
مأیوس می شد و نه هرگز دچار غرور می گشت. سالگرد 14 و 15 خرداد، فرصتی برای بازگشت به جهانبینی
توحیدی و هاله معنوی خمینی بزرگ است و ملت ما هم انتظار فرج از نیمه
خرداد می کشد. این دولت در سه سال گذشته کوشیده است با جهان بینی
امام راحلمان، به صحنه بنگرد و تفکر معنوی آن مجاهد عارف را خرافه نمی
داند. سراسر زیارت جامعه کبیره که امام آن را ترک نمی کرد حاوی همین جهان
بینی توحیدی و شیعی است و در عین حال این دولت هرگز ضعف ها و خطاهای
احتمالی خود را در عرصه سیاست یا اقتصاد به پای امام و والاتر از او
حضرت ولیعصر (عج) ننوشته و امروز که با افتخار وکمال قدرت، سال چهارم خود
را نیز از مبدأ 15 خرداد با نشاطی همچون سال اول و روز اول به قصد
تحولات بزرگ در عرصه های مهم مدیریت و اقتصاد کشور آغاز می کند، شجاعانه
مسئولیت آن را می پذیرد و صادقانه، بر وجود موانع ساختاری و سیاسی و
مافیایی نیز تأکید می کند. اما به دور از هر نوع بهانه جویی و عافیت
طلبی، اعلام می کند که تا آخرین ساعت و دقیقه این دولت، به وظیفه خود در
برابر خدا و مردم، عمل می کنیم و با استفاده از نخبگان همفکر، موانع را
به لطف خدا کنار می زنیم زیرا چنانچه پیشتر نیز گفته ام، بدون اصلاح بزرگ
در سامانه اقتصادی که ارکان آن عبارتند از "نظام مالیاتی"، "گمرک و واردات
و صادرات"، "نظام تأمین اجتماعی"، "نظام پولی و بانکی"، "نظام یارانه
ها"، و "سیستم توزیع کالا و تجارت داخلی"، نه توسعه مداران به توسعه
خواهند رسید و نه عدالتخواهان به عدالت، نزدیک خواهند شد و این دولت که در
پی "توسعه عدالت محور" است با همه قدرت و پشتیبانی ملت و حمایت رهبری و
همکاری مجلس به فضل خدا در این یکسال، کلید تحولات بزرگ علمی و حساب شده
در این عرصه ها را خواهد زد. اگر دهه چهارم انقلاب، دهه "پیشرفت و عدالت" است،
بدون تغییرات بزرگ در این چند عرصه، هیچ کاری نمی توان کرد. هنر بزرگ، آن
است که به خداوند، اعتماد کنیم و "مردم" را باور کنیم، هاله های نور را
ببینیم و به عنایت حضرت (عج)، دلگرم باشیم، و راه خمینی عزیز را نه با
زبان، که با ذهن و قلب و دست، ادامه دهیم، نسخه های ترجمه ای را تبدیل به
متن مقدس نکنیم و به عقل و تجربه و اندیشه ایرانی و جوانان دانشگاهی خود
نیز احترام بگذاریم زیرا چنانکه امام عاشقان و مقتدای عاقلان گفت: "ما می
توانیم". ملت ما توانست و به فضل الهی بیش از این ها نیز خواهد توانست. ------------------------------------------ دلم بسی آزرده شد. شما را نمیدانم. مهم هم نیست، که حقیقت به خودی خود گویا است.
تبلیغات